3. حقیقت دارای مراتب، حقیقتی عددی و متناهی و قابل زیادت است و خداوند متعال فراتر از عدد و قابلیت وصف به تناهی و عدم تناهی می باشد.

4. عین هم دانستن علم و فعل _ که دو حقیقت کاملا مبائنند _ غیر معقول است.

5. اراده خداوند متعال نفس ایجاد و فعل اوست، و دارای مراتب بودن آن مفهوم صحیحی ندارد.

6. تصور معنای ابتهاج ذاتی به خودی خود محال است چه اینکه انفکاک معنای "ابتهاج" و "تغیر" از یکدیگر


ممکن نیست، و هر تغیری غیری بوده، ذاتی بودنِ آن محال، بلکه دقیقا مساوی با انکار قانون علیت است. بنابر این بطلان مصون از تغیر دانستن ابتهاج نیز واضح است.

7. اراده خداوند متعال نفس ایجاد و فعل اوست، و به معنای "ابتهاج" یا "علم به نظام اصلح" گرفتن آن نادرست است. بدیهی است علم به نظام اصلح، صفت ذات خداوند متعال بوده و به هیچ عنوان از او قابل سلب نیست، اما فعل و اراده چیزی است که گاهی به خداوند متعال نسبت داده می شود و گاهی از او سلب می گردد.

8. اراده خداوند متعال نفس ایجاد و فعل او و حادث می باشد و تقسیم آن به دو قسم اراده ذاتی و اراده حادث نادرست و نامعقول است.