اشکال پنجم:

چنانچه نسبت وجود خداوند با مخلوقات به گونه ای باشد که از فرضِ عدم و از بین رفتن آن ها، انعدام و نیستی وجود خداوند لازم آید، و با وجود آن ها وجود خالق متعال متعین و متحقق باشد، لازم می آید خداوند تعالی در وجود و بقای خویش نیازمند به مخلوقات و آفریده های خود باشد، و بطلان این عقیده نیازی به توضیح ندارد. خداوند متعال می فرماید:

«إِنْ یَشَأْ یُذهِبْکُمْ وَیَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِیدٍ * وَما ذ لِکَ عَلی اللّهِ بِعَزِیزٍ».(1)

«وَاعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ غَنِیٌ حَمِیدٌ».(2)

«وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللّهَ غَنِیٌّ عَنِ العالَمِینَ».(3)

«قالُوا اتَّخَذَ اللّهُ وَلَداً سُبْحانَهُ هُوَ الغَنِیُ لَهُ ما فِی السَّمواتِ وَما فِی الارضِ إِنْ عِنْدَکُمْ مِنْ سُلْطانٍ بِهذا أَتَقُولُونَ عَلی اللّهِ ما لا تَعْلَمُونَ * قُلْ إِنَّ الَّذِینَ یَفْتَرُونَ

1- . فاطر، 16 17.

2- . بقره، 267.

3- . آل عمران، 97.


عَلی اللّهِ الکَذِبَ لا یُفْلِحُونَ * مَتاعٌ فِی الدَّنْیا ثُمَّ إِلَیْنا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ نُذِیقُهُمُ العَذابَ الشَّدِیدَ بِما کانُوا یَکْفُرُونَ».(1)

«یا أَیُّها النّاسُ أَنْتُمُ الفُقَراءُ إِلی اللّهِ وَاللّهُ هُوَ الغَنِیُ الحَمِیدُ».(2)

«یَزِیدُ فِی الخَلْقِ ما یَشاءُ إِنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ».(3)

«إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ».(4)

«أَفَمَنْ یَخْلُقُ کَمَنْ لا یَخْلُقُ أَفَلا تَذَکَّرُونَ».(5)

«هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الارضِ جَمِیعاً».(6)

«أَوَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّهَ الَّذِی خَلَقَ السَّمواتِ وَالارضَ قادِرٌ عَلی أَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُمْ وَجَعَلَ لَهُمْ أَجَلا لا رَیْبَ فِیهِ فأَبَی الظّالِمُونَ إِلا کُفُوراً».(7)

(یَخْلُقُ ما یَشاءُ وَاللّهُ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ».(8)

«أَفَعَیِینا بِالخَلْقِ الاوَّلِ بَلْ هُمْ فِی لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِیدٍ».(9)

«أَوَ لَمْ یَرَوْ أَنَّ اللّهَ الَّذِی خَلَقَ السَّمواتِ وَالارْضَ وَلَمْ یَعْیَ بِخَلْقِهِنَّ بِقادِرٍ عَلی أَنْ یُحْیِیَ المَوْتی بَلی إِنَّهُ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ».(10)

1- . یونس، 86 70.

2- . فاطر، 15.

3- . فاطر، 1.

4- . یس، 82.

5- . نحل، 17.

6- . بقره، 29.

7- . إسراء، 99.

8- . آل عمران، 47.

9- . روم، 27.

10- . ق، 15.


امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند:

الحمد للّه الذی لا یبلغ مدحته القائلون... متوحد إذ لا سکن یستأنس به ولا یستوحش لفقده، أنشأ الخلق إنشاءا وابتدأه ابتداءا.(1)

ستایش خداوندی را که گویندگان مدح او نتوانند... یگانه بود آن هنگام که هیچ چیز نبود که به آن انس گرفته، یا از نبودنِ آن وحشتی داشته باشد، و او همه چیز را ایجاد فرمود.

امام صادق علیه السلام می فرمایند:

الاحتیاج من صفات الحدث لا من صفات القدیم.(2)

احتیاج از صفات حدوث است نه صفات خداوندی که ازلی است.

و می فرمایند:

لما صعد موسی علیه السلام إلی الطور فنادی ربه عز وجل، قال: یا رب أرنی خزائنک، فقال: یا موسی، إنما خزائنی إذا أردت شیئا أن أقول له: "کن، فیکون".(3)

هنگامی که موسی علیه السلام بر کوه طور بالا رفت و با پروردگار خود به سخن پرداخت، عرضه داشت: پروردگارا، خزائن خود را به من بنمایان. خداوند فرمود: ای موسی، همانا خزائن من این است که هر چه را بخواهم همینکه بگویم: "باش"، می باشد.

1- . نهج البلاغه، خطبه 1؛ بحارالانوار، 4 / 247.

2- . التوحید، 178؛ بحارالانوار، 3 / 327.

3- . التوحید، 133.


امام رضا علیه السلام می فرمایند:

أما الواحد، فلم یزل واحدا کائنا لا شیء معه بلا حدود ولا أعراض ولا یزال کذلک، ثم خلق خلقا مبتدعا مختلفا بأعراض وحدود مختلفه... لا لحاجه کانت منه إلی ذلک، إنه لو کان خلق ما خلق لحاجه، لم یخلق إلا من یستعین به علی حاجته، ولکان ینبغی أن یخلق أضعاف ما خلق، لان الاعوان کلما کثروا کان صاحبهم أقوی. والحاجه یا عمران، لا یسعها لانه لم یحدث من الخلق شیئا إلا حدثت فیه حاجه أخری، ولذلک أقول: لم یخلق الخلق لحاجه.(1)

خداوند یگانه، ازلا یکتا و بدون حدود و اعراض بود و هیچ چیزی با او وجود نداشت. سپس خلقی دارای اعراض و حدود مختلف و گوناگون ابداع فرمود... نه به جهت نیازی که به آن ها داشت، اگر قرار بود مخلوقات را به خاطر نیاز خود بیافریند جز کسانی را که به وجود آن ها در رفع نیاز خود بکوشد نمی آفرید، و سزاوار بود که چندین برابر آنچه آفریده است بیافریند، زیرا کمک کاران هر چه بیشتر باشند صاحب آن ها نیرومندتر خواهد بود. ای عمران، نیازمندی پایان ندارد، زیرا هیچ چیزی خلق نمی شود مگر اینکه موجب پیدایش حاجت تازه ای می شود، به همین جهت است که می گویم خلق را برای رفع نیاز خویش نیافریده است.

1- . التوحید، 430 431.