کلام علامه مجلسی (ره)

پس اگر اعتقاد بروز جزا داری امروز حجت خود را درست کن که چون فردا حقتعالی از تو حجت طلبد جواب شافی و عذر پسندیده داشته باشی، و نمی دانم بعد از ورود احادیث صحیحه از اهل بیت رسالت(علیهم السّلام) و شهادت این بزرگواران از علمای شیعه رضوان الله عليهم بر بطلان این طائفه و طریقه ایشان در متابعت ایشان نزد حقتعالی چه عذر خواهی داشت؟! آیا خواهی گفت متابعت حسن بصری کردم که چند حدیث در لعن او وارد شده است؟ یا متابعت سفیان ثوری کردم که با امام جعفر صادق (علیه السّلام) دشمنی می کرده و پیوسته معارض آن حضرت می شده است، و بعضی احوال او را در اول کتاب بیان کردیم یا متابعت غزالی را عذر خودخواهی گفت که بيقين ناصبی بوده و می گوید در کتابهای خود، بهمان معنی که مرتضی علی امام است، من هم امام، و می گوید: هرکس یزید را لعنت می کند گناهکار است، و کتابها در لعن و ردّ شیعه نوشته، مانند کتاب «المنقذ من الضلال» و غیرآن یا متابعت برادر ملعونش احمد غزالی را حجت خواهی کرد؟ که می گوید: شیطان از اکابر اولیاء الله است؟! یا ملای رومی را شفیع خواهی کرد که می گوید: ابن ملجم را حضرت امیر المؤمنین (علیه السّلام) شفاعت می کند، و ببهشت خواهد رفت، و حضرت امیرباو گفت که: توگناهی نداری

چنین مقدر شده بود و تو در آن عمل مجبور بودی! و می گوید:

چون که بیرنگی اسیررنگ شد*** موسئی با موسئی در جنگ شد

و در هیچ صفحه از صفحه های مثنوی نیست که اشعار بجبريا وحدت وجود

یا سقوط عبادات یا غیر آنها از اعتقادات فاسد نکرده باشد.

و چنانچه مشهور است و پیروانش قبول دارند ساز و دف و نی شنیدن را عبادات می دانسته است یا پناه به محيي الدين خواهی برد که هرزه هایش را در اول و آخر این کتاب شنیدی، و می گوید جمعی از اولیاء الله هستند که رافضیان (شیعیان) را بصورت خوك می بینند، و می گوید بمعراج که رفتم مرتبه على را از مرتبه ابوبکر و عمرو عثمان پست تردیدم! و ابوبکر را در عرش دیدم! چون برگشتم بعلی گفتم چون بود که در دنیا دعوی می کردی که من از آنها بهترم الحال دیدم مرتبه ترا که از همه پست تری!! و او و غیر او از این تزریقات بسیار دارند که متوجه آنها شدن موجب طول سخن می شود. و اگر از دعواهای بلند ایشان فریب می خوری آخرفکر نمی کنی بلکه برای حب دنیا اینها را بر خود بندند، اگر خواهی او (مرشد) را امتحان کنی که می گوید من جميع اسرار غیبی را می دانم و همه چیز بر من منکشف می شود، و شبی ده بار بعرش می روم

يك مسأله از شکیات نماز یا یك مسأله مشکل از میراث و غير آن بایك حديث مشکل از او بپرس اگر آنها را راست می گوید این را هم برای تو بیان می کند.

چنانچه بسند صحیح از امام جعفر صادق (علیه السّلام) منقولست که علامت كذّاب و

دروغگو آنست که ترا خبر می دهد بچیزهای آسمان و زمین و مشرق و مغرب چون از حلال و حرام خدا مسأله ای از او می پرسی نمی داند!.

آخراین مردی که دعوی می کند مسأله غامض وحدت وجود را فهمیده ام ک

عقلهای جمیع فضلا از فهمیدن آن قاصر است چرا يك معنی سهلی را اگر پنجاه مرتبه خاطر نشان او کنند نمی فهمد؟!! و آنهائی که دقایق معانی را می فهمند آنچه او فهمیده است چرا نمی فهمند، و باز هرگاه خود معترف باشند که کشف با کفر جمع می شود و کار هند صاحب کشف می باشند، برتقدیری که کشف ایشان واقعی باشد و ترا فریب نداده باشند کی دلالت بر خوبی ایشان می کند؟ »(1)

1- عين الحيات ج2 ص475