نويسنده بزرگان متقدمين شيعه را متهم به قشري گري و سانسور احاديث و خيانت در امانت مي کند، مي نويسد:

بزرگان متقدمين شيعه، در باب ولايت و امامت اهل بيت عَلَيهِمُ السَّلام و حتي نبوت حضرت ختمي مرتبت صَلَّي اللهُ عَليهِ وَ آلِهِ عقايد سطحي داشتند. عده اي از ايشان ائمه عَلَيهِمُ السَّلام را از ابرار (دانشمندان نيکو) مي ناميدند و هيچ مقام معنوي عجيبي براي ايشان معتقد نبودند. عده اي تحت تاثير گرايش هاي افراطي محدثين مقامات اهل بيت را انکار مي کردند و کساني را که معتقد به سهو رسول خدا نبودند از غلات و مفوضه و ملعون مي ناميدند … محدثين آن عصر (عصر شيخ صدوق و شيخ مفيد) همه اين روايات را (در فضايل و مناقب اهل بيت عليهم السلام) متهم به غلو و تفويض مي نمودند و راويان آن را که گاه اصحاب سر ائمه عَلَيهِمُ السَّلام بودند به کذب و جعل و … نسبت مي دادند و به همين بهانه حجم زيادي از روايات آن عصر را سانسور کرده و به دست ما نرساندند. (ص 27 و 28 کتاب).

پاسخ : سخن اين نويسنده تهمت بزرگي است به محدثان و مجاهدان کبير شيعه، همان کساني که با تمام وجود پاسدار مکتب اهل بيت عَلَيهِمُ السَّلام بودند


و سختي ها را بر جان خريدند و سخنان اهل بيت عَلَيهِمُ السَّلام را تا روز قيامت براي رهپويان هدايت و سعادت به يادگار گذاشتند. امثال شيخ صدوق و شيخ مفيد و شيخ طوسي و ديگر بزرگان محدثين متقدم که در کلام اين نويسنده به قشري و خيانت در امانت متهم شده اند، حقيقتا حق بزرگي بر گردن ما شيعيان دارند. اگر زحمت ها و مجاهدت هاي آن بزرگواران متقدّم نبود اکنون ما هم مانند بسياري از مسلمانان از مکتب نوراني خاندان عصمت و طهارت عَلَيهِمُ السَّلام بي بهره بوديم.

یاور (محمدحسن) وکیلی شيعه را وام دار عرفاي صوفي که اکثر آنان مثل ابن عربي سني متعصب شيعه ستيز بودند مي داند، و از طرف ديگر بزرگان محدثين متقدم که افتخار جهان بشريت هستند را متهم به سانسور حديث و خيانت در امانت مي کند.

راستي اين گونه قضاوت هاي وهّابي پسند نشانه چيست؟