وي مي نويسد:

از ديده دو بين و احول ساکنان عالم کثرت، ما و ديگر مخلوقات وجودي در کنار خدا مي باشيم و با هم عالم هستي و وجود را پر کرده ايم. بارها مي پرسيم خداوند کجاست؟ کدام بخش از عالم را پر نموده است؟ و چگونه به همه جا احاطه و سيطره دارد؟

خود را غير و مباين و بريده از او مي بينيم و نسبت خالق و مخلوق را دو وجود جدا که يکي قوي و ديگري ضعيف و يکي غالب و قاهر و ديگري مغلوب و مقهور و يکي رزاق و محيط و ديگري مرزوق و محاط است مي دانيم.(1)

پاسخ :

خداوند و مخلوقات از آنجا که هم سنخ هم نيستند با هم عالم را

1- ص 36.


پر نمي کنند بلکه اين کثراتند که عالم خلقت را پر مي کنند و آن گونه که نويسنده مي پندارد مخالفان، چنين مطالبي را نمي گويند، بلکه هر کس چنين سخن بگويد نفهميده است که «کجايي» از خواص عالم خلق است و خداوند، خالق جا و مکان است.

امير مؤمنان علي عَلَيهِ السَّلام مي فرمايد: «إِنَّ اللَّهَ أَيَّنَ الْأَيْنَ فَلا أَين لَهُ؛(1) يعني: خداوند جا و مکان را ايجاد کرده است و خود جا و مکان ندارد». نويسنده سر در گم، خلط مطلب کرده است، در اين که ذات ما غير از ذات خداست و او خالق است و ما مخلوق او و او رازق است و ما مرزوق و … ترديد نيست. اين که ما و تمام پديده ها غير خدا هستيم با تمام ملاک هاي عقلي و آموزه هاي شرعي قابل تطبيق است؛ اما اين گونه نيست که خداوند به ما احاطه نداشته باشد بلکه محيط بر ما است. پس بينونت ما با خداوند بينونت صفتي است نه بينونت عُزلي. به اين معنا که خداوند غير مخلوقات خويش است امّا سيطره تام بر تمام مخلوقات خويش هم دارد.

1- بحارالانوار، ج 3، ص 309.