مي نويسد:

انسان موحد وقتي کسي را مي بيند که مشغول بت پرستي است، بر اساس شفقت و رحمتي که در وجود او متجلي است، از انحراف و کج روي او افسوس مي خورد … و تصديق مي کند که اگر اين شخص ايمان نياورد حتماً در نظام عالم خلقت، حکمتي در پس آن بوده و چون به آيات قرآن کريم ايمان دارد مي داند که در مسير عالم تکوين همه عبد و قانت و ساجد خداوند مي باشندمي فهمد که عبادت تکويني مخلوق به همين نحو بوده است و اراده ازلي الهي به اين تعلّق گرفته است که او در مسير عبوديت تکويني به اين شکل سير نمايد و به نهايت سير خود برسد.(1)(2)

البته طرفداران اين گونه سخنان صوفيانه، رواياتي را براي اثبات ادعاي خود مي آورند که هيچ يک از آن روايات چنين معنايي را نمي دهد و آنان با ذهنيت غلط خويش روايات را به نفع عقايد خود تفسير به رأي مي کنند.

پاسخ:

بت پرستي بت پرستان که از سوء اختيار آنهاست طبق وجدان بيدار هر انساني داراي هيچ حکمتي در نظام عالم نيست، بلکه فساد آن در نظام عالم آشکار است و مؤمنان بيدار هرگز باور ندارند که پس پرده بت پرستي رضايت حق تعالي است، و طبق آيات فراوان قرآن کريم

1- مُمِدُّ الهِمَم در شرح فُصوصُ الحِکَم، ص 53 و 54.

2- نويسنده حسابي مباحث عالم تکوين و تشريع را با هم ديگر خلط کرده است.

هرگز اراده الهي به اين تعلق نگرفته است که خدا در عالم در قالب بت پرستي عبادت شود و هرگز سير و رشد انسان منحرف با بت پرستي صورت نمي پذيرد بلکه نهايت سقوط او در عالم است.