سید احمد نجفی در ویدئوی فوق می گوید:
«به درویش هندی گفتند از چه کسی تقلید میکنی؟ گفت از ابن ملجم، چون قبل از اینکه قاتل مولای متقیان بشود، پارکاب حضرت بود‌!»


آنچه در منابع معتبر درباره رابطه ابن ملجم با امیرالمومنین علیه السلام نقل شده برعکس است. طبق روایتی که مرحوم صفار (ره) در کتاب نفیس بصائرالدرجات آورده، در برخوردی که حضرت با آن ملعون در مصر داشته، او را لعن و ادعای محبت او را تکذیب می کند و از جنایت او در آینده خبر می دهد. [1]

نقل دیگری در این زمینه وجود دارد که سندش مخدوش است و به مدعای سید احمد نجفی نیز ربطی ندارد:

«ابن ملجم از یمن به همراه چند نفر به کوفه می آید و در محضر مولایم امیرالمؤمنین علیه السلام رجز خوانی میکند و حضرت بلاغت و‌ فصاحت او را تحسین میکند ولی در آخر میفرماید تو قاتل من هستی.»

این روایت در بحارالانوار نقل شده که مصدرش به «ابوالحسن بکری» که تقریباً یک قصه گوست بر می گردد. مرحوم مجلسی (علیه الرحمة) در نقل مذکور و چند جای دیگر از ابوالحسن بکری مطالبی نقل کرده و در هر مورد قید می کند که اینها را در یک کتاب قدیمی دیده اما صحیح نیست، یا اطمینان به صحت آن ندارد. از جمله درباره همان خبر درباره ابن مجلم، در پایانش می نویسد:

«قَالَ مُصَنِّفُ هَذَا الْكِتَابِ: هَذَا الْخَبَرُ غَيْرُ صَحِيحٍ»:  مصنف این کتاب (مجلسی) گوید: این روایت صحیح نیست.[2]

اما سید احمد نجفی قضیه درویش هندی را با استناد به کتاب «بستان السیاحه» نقل می کند که تالیف «زین العابدین شیروانی، ملقب به مستعلیشاه» از اقطاب سلسله نعمت اللهی است. وی همچنین برای این قطب صوفیه طلب رحمت کرده و از او با تعبیر «مرحوم» یاد می کند‌.

چرا تا این حد، تبلیغ دراویش و صوفیه را می کنید؟ آیا الگویی بهتر از درا‌ویش و قاتل مولای متقیان نبود؟! آیا نمی شد اصحاب باوفای حضرت را به عنوان الگو و مقتدا انتخاب کرد؟ مالک اشتر، مقداد، عمار، سلمان و حتی قنبر غلام امیرالمومنین علیه السلام و….

معمولا افرادی را به عنوان الگو معرفی می کنند که عاقبت بخیر شده باشند، نه ابن ملجمی که از ابتدا نیز انحرافات عقیدتی داشت و در هیچ منبع معتبری نیامده که پارکاب حضرت بوده باشد. آیا منابر و هیئات اهل بیت علیهم السلام، جای نشر مطالب صوفیه و این مطالب بی اساس است؟

[1] بصائرالدرجات، نشر أعلمی، ص ۱۰۸

[2] بحارالانوار، دارالاحیاء، ۴۲/۲۸۰