دکتر شریعتی، به رغم اعتقاد به ایمان بالای ابوبکر، در قضیّه‌ی جنگ احد دچار تناقض‌گویی شده است. در ص 179 کتاب اسلام‌شناسی می‌گوید:

 

… ، عثمان فرار کرد، عمر بن خطاب فرار کرد، طلحةبن عبیدالله فرارکرد، ابوبکر بن ابی قحافه فرار کرد. گروهی از مسلمانان از دره گریخته بر صخره‌ای‌ بالا می‌رفتند و به نجات خویش می‌اندیشیدند. یکی از آن میان گفت: ای کاش قاصدی می‌داشتیم و پیش عبدالله اَبیّ می‌فرستادیم تا از ابوسفیان برایمان امان بگیرد. ای قوم ! محمد کشته شده است ‌و پیش از آنکه بر شما در آیند و شما ر ا بکشند بسوی خویشان خود باز گردید… .

 

پاسخ اول: آن شخصی که آرزوی امان از ابوسفیان نمود عمر بن خطاب بود که به صورت مجهول ذکر شده است.[1]

 

دوم: قرآن کریم می‌فرماید: هر کس در آن هنگام (کارزار) به آنها (دشمن) پشت کند ـ مگر کسی که هدفش کناره گیری از میدان برای حمله‌ی مجدّد، و یا به قصد پیوستن به گروهی (از مجاهدان) بوده باشد ـ (این فرد فراری) به غضب خدا گرفتار خواهد شد وجایگاه او جهنّم است و چه بد سرانجامی است.[2]

 

یعنی فرار از جنگ، باعث دوری از رحمت خداوند و رفتن به جهنم می‌شود. ابوبکر خود بارها به فرار از جنگ احد اعتراف کرده است.

 

عایشه می‌گوید: ابوبکر هر وقت از جنگ احد یاد می‌کرد، می‌گفت: من اولین کسی بودم که بعد از فرار برگشتم.[3]

 

علامه مجلسی& در بحار الانوار ماجرای فرار ابوبکر و عمر از خیبر و أحد را از کتابهای بزرگان اهل سنت نقل کرده است. از آن نمونه می‌نویسد:

 

حاکم نیشابوری در کتاب مستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 37 می‌نویسد: علی[×] به أبولیلى گفت: آیا با ما در خیبر نبودید؟ گفت: چرا، به خدا با شما بودم که پیامبر| أبوبکر را به سوی خیبر فرستاد و با قشونش از جبهه فرارکردند. حاکم می‌گوید: سند این حدیث صحیح است.

 

نیز روایتی در ج 3 مستدرک ص 38 از جابر نقل می‌کند که می‌گوید: پیامبر| در روز خیبر پرچم اسلام را به عمر داد. عمر از جبهه فرار کرد و گفت: ای رسول خدا، قشون ترسیدند و فرار‌ کردند! لشکریان نیز می‌گفتند: ای رسول خدا، این عمر بود که ترسید و فرار کرد.

 

در کنز العمال، ج 5، ص 284 از بریدة، این روایت نقل شده است. نیز در تاریخ ابن جریر، ج 2، ص300 به دو طریق، و از نسایی در خصایص، ج 5، و هیثمی در مجمع الزوائد، ج 6، ص150، و محب الدین طبری در ریاض النضرة، ج 2، 187. این واقعه‌ (فرار ابوبکر و عمر در خیبر) مورد اتّفاق همه است.[4]

 

کسی که بینش حق بین و جهان بینی درستی دارد، کشته شدن در رکاب پیامبر را شهادت می‌داند و در و رای آن بهشت را می‌بیند و مانند امیرمؤمنان علی× جانفشانی می‌کند و تنها کسانی که بینش غلطی داشته‌اند،‌ کشته شدن را شکست می‌دانند، پیامبر اکرم| را تنها رها کرده، فرار می‌کنند و آرزوی امان از مشرکان را در سر دارند. به همین سبب به فرموده‌ی قرآن کریم سزاوار دوزخ خواهند بود. آیا این است بینش حق بین و عملی ابوبکر!

 

 

 

[1]. فرازهایی ازتاریخ اسلام، آیت الله سبحانی، ص 279، شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 15، ص 22 – 25.

 

[2]. وَمَن یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَیِّزاً إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ الله وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ. (سوره انفال، آیه 16.)

 

[3]. عن عائشة قالت: کان أبو بکر إذا ذکر یوم أحد  قال…: کنت أول من فاء یوم أحد. (کنز العمال، متقی هندی، ج 10، ص 424؛ غزوه أحد، حدیث 30025.)

 

[4]. بحار الأنوار، ج 30 ، ص 525.