در مکتب برهان و دین، مذهب اهل تعطیل در مورد معرفت خداوند باطل است. و معنای تعطیل این است که بشر حتّی از بحث درباره وجود خداوند طفره رفته و یا اینکه وجود او را انکار کند، اما پس از اقرار به وجود خداوند هر گونه تعمق و تحقیق و جستجو درباره معرفت کنه ذات او داخل در مسأله تشبیه است.

فلسفه و عرفان به این مسأله مهم توجه نداشته، پس از بحث اثبات وجود خداوند، در مورد شناخت حقیقت ذات او بحث می کند، و در نهایت کنه وجود او را عین وجود و هستی مطلق و بی منتها می داند که به صورت اشیای گوناگون ظهور کرده است. این عقیده مستلزم تشبیه ذات خداوند به ممکنات از حیث ذات و سنخ وجود(1) می باشد، بلکه موجب انکار وجود خالق متعال و خالقیت اوست.

1- . گاهی وحدت وجودیان می گویند: ما با کسانی که قائل به اتّحاد و حلول ذات خداوند در مخلوقات می باشند، و نیز با کسانی که خدا و خلق را شبیه هم می دانند تفاوت داریم، زیرا اعتقاد به حلول و اتّحاد و شباهت خالق و خلق تنها در صورتی ممکن است که ما دو موجود قبول داشته باشیم. در حالی که ما یک موجود بیشتر قبول نداریم!! با توجه به آنچه بیان داشتیم روشن است که: این سخن ایشان نه تنها گویای اعتقاد آنان به شباهت ذات خداوند با سنخ وجود خلقی _ چه موجود باشد و چه موجود نباشد _ است، بلکه مساوی با انکار وجود خداوند می باشد. و گویا وحدت وجودیان این عقیده را از اعتقاد به حلول و اتّحاد بهتر و معقول تر پنداشته اند که به این صراحت از آن گریخته، و به این پناه آورده اند!! در مناظره رسول خدا؟ص؟ با بت پرستان آمده است: فقال رسول اللّه؟ص؟: أخطأتم الطریق وضللتم، أمّا أنتم... فقد وصفتم ربّکم بصفه المخلوقات، أو یحلّ ربّکم فی شیء حتّی یحیط به ذاک الشیء، فأیّ فرق بینه إذا وبین سائر ما یحلّ فیه من لونه وطعمه ورائحته ولینه وخشونته وثقله وخفته، ولم صار هذا المحلول فیه محدثاً قدیماً دون أن یکون ذلک محدثاًوهذا قدیماً؟ وکیف یحتاج إلی المحالّ من لم یزل قبل المحالّ وهو کان لم یزل، وإذا وصفتموه بصفه المحدثات فی الحلول فقد لزمکم أن تصفوه بالزوال، وما وصفتموه بالزوال والحدوث فصفوه بالفناء، لأنّ ذلک أجمع من صفات الحالّ والمحلول فیه، وجمیع ذلک متغیّر الذات، فإن کان لم یتغیّر ذات الباری تعالی بحلوله فی شیء جاز أن لا یتغیّر بأن یتحرّک ویسکن ویسودّ ویبیضّ ویحمرّ ویصفرّ وتحلّه الصفات التی تتعاقب علی الموصوف بها حتّی یکون فیه جمیع صفات المحدثین ویکون محدثاً، تعالی اللّه عن ذلک علوّاً کبیراً. ثم قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله: فإذا بطل ما ظننتموه من أن اللّه یحلّ فی شیء فقد فسد ما بنیتم علیه قولکم. قال: فسکت القوم وقالوا: سننظر فی أمورنا. (احتجاج، 1 / 22).



اساس معرفت مکتب عقل و برهان و دین، بر تنزیه مطلق خداوند متعال از وجود و صفات مخلوقات استوار است، اما مکتب معرفت بشری نه از تشبیه ذات خداوند ابایی دارد، و نه تنزیه ذات خداوند متعال را لازم می داند، بلکه ترک تفکر در شناخت ذات خداوند متعال را مصداق تعطیل می شمارد، و ذات قدوس خداوند جلّ وعلا را عین اشیا می انگارد.

در کتاب "علی بن موسی الرضا علیه السلام والفلسفه الالهیه" چنین آمده است:


یجب التحرّز عن التنزیه الصرف، کما یجب التنزّه عن التشبیه المحض، للزوم الاتّقاء عن حدّی التعطیل والتشبیه.(1)

خداوند را نباید تنزیه صرف کرد، کما اینکه از تشبیه محض نیز باید پرهیز کرد؛ زیرا از دو طرف تعطیل و تشبیه باید کناره گرفت.

گر چه ما بیان داشتیم که اساس معرفت صحیح خداوند متعال بر تنزیه صرف وجود او است، و هر گونه بحث و فحص در مورد شناخت حقیقت ذات خداوند متعال داخل در مراتب تشبیه بوده، و گمراهی و مورد منع می باشد. أما اگر کسی به مبانی اهل فلسفه و عرفان در مورد معنای علّت و معلول و خدا و خلق آگاهی داشته باشد، به خوبی می داند که بر اساس مبانی ایشان باید بین دو معنای تعطیل و تشبیه _ که کاملا نقیض هم می باشند _ جمع کند، و نه تنها هیچ راهی برای گریز از تنزیه و تشبیه مطلق ندارد، بلکه باید در این مورد صریحا قائل به اجتماع نقیضین شود.

"ابن عربی" گوید:

اعلم أنّ التنزیه عند أهل الحقایق فی الجناب الإلهیّ عین التحدید والتقیید، والمنزّه إمّا جاهل وإمّا صاحب سوء أدب.(2)

بدان که تنزیه در نظر کسانی که در مورد خداوند به حقایق دست یافته اند، عین محدود کردن و در بند کشیدن ذات خداوند است، و کسی که خداوند را منزّه از وجود همه چیز می داند یا نادان است و یا بی ادب!

"وحدت از دیدگاه عارف و حکیم" به نقل از "ابن عربی" می نویسد:

1- . جوادی آملی، عبد اللّه ، علیّ بن موسی الرضا علیه السلام والفلسفه الإلهیّه، 25.

2- . حسن زاده آملی، حسن، انه الحق، 42.


إنّ الحقّ المنزّه هو الخلق المشبّه.(1)

همانا خداوندِ منزّه، خودِ همان خلق تشبیه شده است

و نیز "ابن عربی" می گوید:

فإن قلت بالتشبیه کنت محدّداً

وإن قلت بالتنزیه کنت مقیّداً

وإن قلت بالأمرین کنت مسدّداً

وکنت إماماً فی المعارف

سیّداً(2)

اگر خداوند را شبیه خلق دانی او را محدود کرده ای؛ و اگر او را منزّه از وجود همه مخلوقات بدانی، پس او را مقید و در بند دانسته ای؛ و اگر او را هم شبیه همه چیز دانی و هم منزّه از وجود همه چیز، در معارف امام و پیشوا خواهی بود!

و می گوید:

ونزّهه وشبّهه

وقم فی مقعد صدق(3)

خداوند را هم منزّه از همه چیز بدان و هم شبیه و مانند همه چیز، تا به معرفت راستین دست یافته باشی!

در رساله "انه الحق" درباره خداوند آمده است:

مغایر و مباین چیزی نیست، و چیزی مباین او نیست.(4)

انیّت محضه ای را که... شیخ در فصل چهارم مقاله هشتم الهیات شفاء(5) اثبات کرده است، تنزیهی است که عین تشبیه است، نه تنزیه از تنزیه و تشبیه.(6)

1- . حسن زاده، حسن، وحدت از دیدگاه عارف و حکیم، 76.

2- . شرح قیصری، 143.

3- . حسن زاده آملی، حسن، انه الحق، 42

4- . حسن زاده آملی، حسن، انه الحق، 45.

5- . 2 / 226 / ط 1 رحلی.

6- . حسن زاده آملی، حسن، انه الحق، 46.