تنزیه یعنی اینکه: خداوند را همانند ماسوای او ندانیم، و تشبیه یعنی اینکه: او را مانند غیر او بدانیم؛ این دو معنا صریحا دو معنای نقیض هم می باشند، و این بسیار عجیب است که مدعیان شناخت کنه ذات الهی به این صراحت به اجتماع نقیضین قائل شده و آن را محال نمی دانند، چنانکه ارتفاع نقیضین را هم محال ندانسته و قائل به تنزیه از تنزیه و تشبیه شده اند. حضرت رضا علیه السلام در پاسخ سلیمان مروزی _ که بین: "عین خدا بودن یک شی ء" و "غیر او بودن آن" تناقضی نمی بیند _ می فرمایند:

یا جاهل، إذا قلت: "لیست هو"، فقد جعلتها غیره؛ وإذا قلت: "لیست هی غیره"، فقد جعلتها هو.(1)

نادان، هنگامی که بگویی آن عین وجود خدا نیست، پس آن را غیر او قرار داده ای؛ و وقتی بگویی غیر او نیست، پس آن را خود او قرار داده ای.

و امام صادق علیه السلام می فرمایند:

لم یکن بین الإثبات والنفی منزله.(2)

بین نفی و اثبات چیز سومی وجود ندارد.

گذشته از اینکه بدترین معنای تشبیه، همان ادعای مسلک فلسفه و عرفان است که اشیا و مخلوقات را مراتب وجود و یا جلوه های مختلف ذات خداوند می شمارد و خدا و خلق را عین هم می داند.

رساله "انه الحق" می نویسد:

إنّ سریان الهویّه الإلهیّه فی الموجودات کلّها أوجب سریان جمیع

1- . التوحید، 453؛ عیون اخبار الرضا علیه السلام ، 1 / 190؛ بحار الانوار 10 / 337.

2- . التوحید، 246؛ بحار الانوار، 10 / 197.


الصفات الإلهیّه فیها من الحیوه والعلم والقدره والسمع والبصر وغیرها، کلّیّها وجزئیّها.(1)

جاری شدن ذات خداوند در همه چیز، موجب شده است که تمامی صفات الهی یعنی حیات و علم و قدرت و سمع و بصر و غیر آن، همه و همه در موجودات جریان یافته باشد.

و می نویسد:

واجب الوجود اگر حدود و خواصّی داشته باشد، بر ضد بعضی از ممکنات یا بر ضد تمام ممکنات، البتّه آن هایی که صفات و خواصّ ضدی دارند، به زودی معدوم و برطرف شده از بین می روند؛ بلکه باید گفت: هر یک از ممکنات حدی است از خواصّ نامحدود او، و مرتبه ای است از تجلیات او... گرچه گفتن و شنیدن این سخن دشوار است، ولی حقیقت است که شیطان هم مظهر اسم یامضلّ است، و به هر حال در هر مخلوقی یک نشانه و صفتی که نمونه ضعیف بسیار ضعیفی از اسامی و صفات حقّ است، موجود است... بسیط الحقیقه کل الاشیاء، معنایش همین است... تمام صفات که در ممکنات هست به طور اعلی و اتم در او هست.(2)

در رساله "لقاء اللّه " در مورد تشابه خالق و خلق آمده است:

صفات الممکن نوعان؛ نوع منه لازم جهه وجوده، وهذا لا یخالف صفات الواجب، بل یشبهها.(3)

صفات مخلوقات دو نوع است؛ یک قسم از آن لازمه جهت وجود آن است که این قسم مخالف با صفات خداوند نیست، بلکه شبیه صفات خداوند است.

1- . حسن زاده آملی، حسن، انه الحق، 61.

2- . حسن زاده آملی، حسن، انه الحق، 69.

3- . ملکی تبریزی، میرزا جواد، لقاء اللّه ، 192.


در حالی که حضرت رضا علیه السلام فرمودند:

کلّ ما فی الخلق لا یوجد فی خالقه، وکلّ ما یمکن فیه یمتنع فی صانعه.(1)

هر چه در خلق باشد در خالقش پیدا نمی شود، و هر چه در مخلوق ممکن باشد درباره آفریننده اش ممتنع است.

و امام صادق علیه السلام می فرمایند:

من شبّه اللّه بخلقه فهو مشرک، إنّ اللّه تبارک وتعالی لا یشبه شیئاً، ولا یشبهه شیء، وکلّ ما وقع فی الوهم فهو بخلافه.(2)

هر کس خداوند را شبیه خلقش بداند مشرک است، خداوند به هیچ چیز شبیه نیست، و هیچ چیز همانند او نیست، و هر چه در نظر آید خداوند بر خلاف آن است.

1- . عیون الاخبار، 1 / 153؛ بحار الأنوار، 4 / 230، از التوحید و عیون الأخبار.

2- . التوحید، 80؛ بحار الأنوار، 3 / 299، از التوحید صدوق؟رح؟ .