اگر بنا باشد ذات خداوند دارای مقدار باشد، و یا اینکه اشیایی خارج از مقدار و اجزا و زمان و مکان وجود داشته باشد، بین خالق و مخلوق فرقی نخواهد ماند:

امام صادق علیه السلام می فرمایند:

ویله، أما علم أنّ الجسم محدود متناه، والصوره محدوده متناهیه، فإذا احتمل الحدّ احتمل الزیاده والنقصان، وإذا احتمل الزیاده والنقصان کان مخلوقاً. قلت: فما أقول؟ قال أبو عبداللّه : لا جسم ولا صوره وهو مجسّم الأجسام ومصوّر الصور، لم یتجزّأ ولم یتناه ولم یتزاید ولم یتناقص، لو کان کما یقول لم یکن بین الخالق والمخلوق فرق ولا بین المنشئ والمنشأ، لکن هو المنشئ، فرق بین من جسّمه وصوّره وأنشأه إذ کان لا یشبهه شیء ولا یشبه هو شیئاً.(1)

... وای بر او، چسان نداند که جسم محدود و متناهی است، و صورت نیز متناهی و محدود می باشد، پس چون قابل زیاده و نقصان شد، مخلوق خواهد بود. گفتم: پس چه بگویم؟ فرمودند: نه جسم است و نه صورت، او آفریننده اجسام و صورت دهنده صور است، متجزّی و متناهی نباشد، و تزاید و تناقص نپذیرد، اگر چنان بود که او می گوید فرقی بین خالق و مخلوق و ایجاد کننده و ایجاد شده نمی ماند، او آفریدگار و ایجاد کننده است، با آنچه آن را جسم و صورت نموده و وجودش داده است فرق دارد، چرا که هیچ چیز شبیه او نیست و او نیز به هیچ چیز همانند نباشد.

جز ذات مقدس خداوند متعال همه چیز دارای مثال، و قابل شناخت به واسطه صورت و همانند می باشد، و موجود بدون مثل و مقدار

1- . التوحید، 99؛ بحار الأنوار، 3 / 302.


و مثال محال است بیش از یکی باشد، لذا تجرد خاصّ ذات اقدس اوست و بس:

امام صادق علیه السلام می فرمایند:

من زعم أنّه یعرف اللّه بحجاب أو بصوره أو بمثال فهو مشرک؛ لأنّ الحجاب والمثال والصوره غیره، وإنّما هو واحد موحّد، فکیف یوحّد من زعم أنّه عرفه بغیره، إنّما عرف اللّه من عرفه باللّه ، فمن لم یعرفه به فلیس یعرفه، إنّما یعرف غیره، لیس بین الخالق والمخلوق شیء، واللّه خالق الأشیاء لا من شیء.(1)

هر کس را گمان آن باشد که خدای را به پرده مثال یا صورتی شناسد مشرک است؛ چرا که حجاب و مثال و صورت غیر او است، همانا او

واحد یکتاست پس چگونه موحّد است آنکه پندارد خداوند را به غیر او می شناسد، تنها کسی خداوند را می شناسد که او را به خودش بشناسد. و هر کس او را به خودش نشناسد پس او را نشناخته، بلکه غیر او را شناخته است، بین خالق و مخلوق چیزی وجود ندارد، و خداوند خالق و آفریننده اشیاء است نه به این سان که آن ها را از چیزی دیگر آفریده باشد.

و حضرت امیر المؤمنین علیه السلام می فرمایند:

حدّ الأشیاء کلّها عند خلقه إیّاها.(2)

بر تمامی اشیاء به هنگام آفرینش آن ها حد نهاد.

و امام رضا علیه السلام می فرمایند:

کلّ جسم مغذّی بغذاء إلّا الخالق الرازق، فإنّه جسّم الأجسام وهو لیس بجسم ولا صوره، لم یتجزّأ ولم یتناه ولم یتزاید ولم یتناقص، مبرّأ من ذات ما رکّب فی ذات من جسّمه وهو اللطیف الخبیر السمیع البصیر، الواحد الأحد الصمد، لم یلد ولم یولد ولم یکن له کفواً أحد، منشئ الأشیاء ومجسّم الأجسام ومصوّر الصور، لو کان کما تقول المشبّهه لم

1- . التوحید، 143؛ بحار الأنوار، 4 / 161.

2- . التوحید، 42؛ بحار الأنوار، 4 / 269.


یعرف الخالق من المخلوق، ولا الرازق من المرزوق، ولا المنشئ من المنشأ، لکنّه المنشئ، فرق بین من جسّمه وصوّره وشیّأه وبیّنه إذا کان لا یشبهه شیء.(1)

هر جسمی را غذایی است مگر خالق رازق را، او اجسام را آفریده و خود نه جسم است و نه صورت، نه جزء دارد و نه اندازه، نه فزونی پذیرد و نه کاستی، از حقیقت وجود آنچه آن را در اجسام ترکیب فرموده است مبرا است، و او آگاه شنوای بیناست، واحد احد صمد است، چیزی از او پدید نیامده و خود از چیزی تولّد نیافته است، ایجاد کننده اشیاء و آفریننده اجسام و صورت دهنده صور است، اگر چنان بود که تشبیه کنندگان می گویند، خالق از مخلوق شناخته نمی شد و رازق با مرزوق تفاوتی نداشت، او ایجاد کننده است و با آنچه آفریده و صورت داده است تفاوت دارد چرا که او را هیچ شبیهی نباشد.

امام جواد علیه السلام می فرمایند:

إنّ ما سوی الواحد متجزّئ، واللّه واحد لا متجزّئ ولا متوهّم بالقلّه والکثره. وکلّ متجزّئ أو متوهّم بالقلّه والکثره فهو مخلوق دالّ علی خالق له.(2)

غیر از خدای واحد همه چیز دارای اجزا است، و خداوند واحد احد است نه جزء دارد و نه قابل تصور و توهّم به کمی و زیادی می باشد، هر چیز متجزّی و قابل تصور به کمی و زیادی مخلوق است و دلیل بر وجود خالق خود می باشد.

و امام صادق علیه السلام می فرمایند:

فهو الواحد الذی لا واحد غیره؛ لأنّه لا اختلاف فیه.(3)

او واحدی است که هیچ واحدی جز او نباشد؛ چرا که در ذات او اجزای

1- . التوحید، 61؛ بحار الأنوار، 4 / 291.

2- . کافی، 1 / 116؛ بحار الأنوار، 4 / 153.

3- . بحار الأنوار، 3 / 196.


مختلف وجود ندارد.

و می فرمایند:

فاللّه تبارک وتعالی فرد واحد لا ثانی معه... والخلق یمسک بعضه بعضاً بإذن اللّه ومشیّته. وإنّما اختلف الناس فی هذا الباب حتّی تاهوا وتحیّروا وطلبوا الخلاص من الظلمه بالظلمه، فی وصفهم اللّه بصفه أنفسهم، فازدادوا من الحقّ بعداً، ولو وصفوا اللّه بصفاته، و وصفوا المخلوقین بصفاتهم لقالوا بالفهم والیقین ولما اختلفوا.(1)

خداوند فرد واحد است، دومی ندارد... بعضی از مخلوقات، بعضی دیگر را به اذن و مشیت خداوند بر پا می دارند، مردمان در این باب اختلاف پیدا کردند تا آنجا که سرگردان شدند، و با ظلمت و جهل جویای رهایی از جهل و ظلمت شدند که خداوند را به صفات خودشان وصف نمودند، پس جز بر دوری خود از خداوند نیفزودند، و اگر خدای را به صفات خودش می ستودند و مخلوقین را نیز به صفات خودشان وصف می کردند، به فهم و یقین می رسیدند و به اختلاف نمی افتادند.

حضرت امام رضا علیه السلام می فرمایند:

بمقارنته بین الأمور عرف أن لا قرین له... ذلک قول اللّه : <وَ مِنْ کُلِّ شَیْ ءٍ خَلَقْنا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُون>.(2)

به تقارنی که میان امور قرار داد معلوم می شود که او را قرینی نباشد... و مراد سخن خداوند که می فرماید: "از هر چیزی دو زوج بیافریدیم شاید متذکر شوید" نیز همین است.

1- . التوحید، 439؛ بحار الأنوار، 10 / 316.

2- . التوحید، 37؛ بحار الأنوار، 4 / 229.