قرآن کریم می فرماید:

<بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ . قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ. اللَّهُ الصَّمَدُ. لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ. وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ>.

به نام خداوند بخشنده مهربان، بگوی اوست خداوند یکتا، خداوند بی مانند و بی نظیر، هیچ چیز از او پدید نیامده، و او خود نیز از چیزی پدید نیامده است، و هیچ همانند ندارد.

امام رضا علیه السلام در توصیف خداوند می فرمایند:


هو اللطیف الخبیر السمیع البصیر الواحد الأحد الصمد، الذی لم یلد ولم یولد ولم یکن له کفواً أحد. منشئ الأشیاء ومجسّم الأجسام ومصوّر الصور، لو کان کما یقولون لم یعرف الخالق من المخلوق، ولا المنشئ من المنشأ، لکنّه المنشئ، فرق بین من جسّمه وصوّره وأنشأه، إذ کان لا یشبهه شیء ولا یشبه هو شیئاً.(1)

خداوند ناشناخته خبیر شنوای بینای واحد یکتای بی همانندی که چیزی از او صادر نشده، و خود نیز از چیزی پدید نیامده است و هیچ همانند ندارد، آفریننده اشیاء و اجسام، و صورت دهنده همه صورتها، اگر چنان بود که می گویند بین خالق و مخلوق و ایجاد کننده و ایجادشده تفاوتی نمی ماند، و حال اینکه او آفریدگار است، بین او و اشیاء فرق است زیرا هیچ چیز مانند او نیست و او نیز مانند هیچ چیزی نیست.

و در پاسخ سؤال از حقیقت توحید می فرمایند:

کلّ من قرء قل هو اللّه أحد وآمن بها فقد عرف التوحید. قلت: کیف یقرأها؟ قال: کما یقرأها الناس، وزاد فیه: کذلک اللّه ربّی، کذلک اللّه ربّی، کذلک اللّه ربّی ثلاثاً.(2)

هرکس سوره "قل هو اللّه " را قرائت کند و به آن ایمان داشته باشد به تحقیق توحید را شناخته است. گفتم: چگونه آن را بخواند؟ فرمودند: همانگونه که مردمان می خوانند، سپس افزودند: خدای من چنان باشد، خدای من چنان باشد، خدای من چنان باشد.

عمران صابی فیلسوف(3) زمان حضرت رضا علیه السلام همانند

1- . عیون اخبار الرضا علیه السلام ، 1 / 127؛ بحار الأنوار، 4 / 173.

2- . عیون اخبار الرضا علیه السلام ، 1 / 133 _ 134.

3- . در آغاز ورود فلسفه به میان مسلمانان، عنوان فیلسوف از متکلّم جدا نبوده و فیلسوفان را هم با عنوان متکلّم می شناخته اند، با تأمل در اعتقادات سلیمان و دیگر قرائن و شواهدی که این مختصر را گنجایش ذکر آن نیست روشن می شود که سلیمان نیز مصداق کامل یک شخص فیلسوف بوده است، و گرنه متکلّمین والامقام شیعی از دوران خود امامان؟عهم؟ تا به حال در تمامی این مباحث با فیلسوفان مخالف بوده، و نظریات ایشان را مردود دانسته اند.


سایر فیلسوفان بر اساس اعتقاد خود مبتنی بر "صدور اشیا از ذات خداوند" از آن حضرت پرسید:

یا سیّدی، ألا تخبرنی عن الخالق إذا کان واحداً لا شیء غیره ولا شیء معه ألیس قد تغیّر بخلقه الخلق؟ قال الرضا علیه السلام: قدیم، لم یتغیّربخلقه الخلق، ولکنّ الخلق یتغیّر بتغییره.(1)

مولای من، آیا برایم نمی گویید خداوندی که یکتاست و هیچ چیز غیر از او نبود، و هیچ چیز با او وجود نداشت، آیا با آفریدن اشیاء دگرگونی نیافت؟! حضرت رضا علیه السلام فرمودند: خداوند متعال قدیم است، به آفرینش اشیاء تغییر نمی یابد بلکه مخلوقات به تغییردادن او تغییر می یابند.

و چون اعتقاد به صدور اشیا از ذات خداوند مستلزم این است که ذات او در معرض تغییر و تغیر و زوال باشد(2) لذا فیلسوف مذکور منصفانه اعتراف می کند:

یا سیّدی، فإنّ الذی کان عندی أنّ الکائن قد تغیّر فی فعله عن حاله بخلقه الخلق.

قال الرضا علیه السلام: أحلت یا عمران فی قولک: إنّ الکائن یتغیّر فی وجه من

1- . التوحید، 433؛ عیون أخبار الرضا علیه السلام ، 1 / 171؛ بحار الأنوار، 10 / 212.

2- . فلسفه بر این پندار است که وجود خداوند به مقتضای ذات خودش متجلّی و متطور به صورت های گوناگون است، بر اساس روایت فوق، و نیز بر اساس حکم بدیهی عقل این پندار باطل است، چه اینکه بدیهی است تطور و تجلّی شی ء به صور گوناگون جز تغیرات آن چیزی نیست، و تغیر هر شی ء نیازمند وجود تغییر دهنده ای است که غیر از خود آن شی ء باشد، و محال است که تغیرات یک شی ء مستند به ذات خودش باشد.


الوجوه حتّی تصیب الذات منه ما یغیّره. یا عمران، هل تجد النار یغیّرها تغیّر نفسها؟ وهل تجد الحراره تحرق نفسها، أو هل رأیت بصیراً قطّ رأی بصره؟ قال عمران: لم أر هذا. ألا تخبرنی یا سیّدی أهو فی الخلق أم الخلق فیه؟ قال الرضا علیه السلام: جلّ هو عن ذلک، لیس هو فی الخلق ولا الخلق فیه، تعالی عن ذلک وسأعلمک ما تعرفه به ولا حول ولا قوه إلا باللّه.(1)

مولای من، من چنین می پنداشتم که خداوند با آفرینش خلق دگرگونی یافته است.

حضرت رضا علیه السلام فرمودند: ای عمران، از روی نادانی گفتی که ذات خداوند همانند اشیای دیگر تغیر می یابد، ای عمران، آیا می یابی که تغیر آتش خودش را متغیر سازد؟ یا اینکه حرارت خودش را بسوزاند؟ یا اینکه چشمی خودش را ببیند؟! عمران گفت: هرگز چنین چیزی ندیده ام، آیا نمی گویید که خداوند در خلق خود است یا خلق در وجود اویند؟ ! حضرت رضا علیه السلام فرمودند: او اجلّ از آن است، نه او در خلق است، و نه خلق در اویند، فراتر از این وصف است، به زودی معرفت او را به تو بیاموزم تا او را بشناسی، ولا حول ولا قوه إلا باللّه .

حضرت رضا علیه السلام در رد اعتقاد به "صدور اشیا" از ذات خداوند که "پندار فیلسوفان" است، و در بیان بطلان اعتقاد به "تجلّی ذات خداوند" به صورت کائنات که عقیده "اهل عرفان" است، به ابن قره نصرانی می فرمایند:

ما تقول فی المسیح؟! قال: یا سیّدی، إنّه من اللّه . فقال: وما ترید بقولک "من"، ومن علی أربعه أوجه لا خامس لها؟

أترید بقولک "من" کالبعض من الکلّ فیکون مبعضاً؟!

أو کالخلّ من الخمر، فیکون علی سبیل الاستحاله؟!

أو کالولد من الوالد فیکون علی سبیل المناکحه؟!

أو کالصنعه من الصانع، فیکون علی سبیل المخلوق من الخالق؟

1- . عیون اخبار الرضا علیه السلام ، 1 / 171 _ 172؛ التوحید، 434؛ بحار الأنوار، 10/313.


أو عندک وجه آخر فتعرّفناه؟ فانقطع.(1)

درباره "عیسی" چه عقیده داری؟!

گفت: مولای من، او را از خدا می دانم، حضرت فرمودند: منظورت از کلمه "از" چیست؟ چه اینکه "از" چهار معنا دارد که پنجمی برای آن ها نیست.آیا منظورت از کلمه "از" مانند معنای "جزء از کل" است، که در نتیجه خداوند دارای "اجزا" باشد؟ یا مانند "سرکه از شراب" است، که لازم آید خداوند دارای "تغیر" و "دگرگونی" باشد؟ یا مانند "فرزند از پدر" است، که از راه مناکحت باشد؛ یا مانند "صنعت" و "فعل" از صانع و فاعل را می گویی که بر روش "خالق و مخلوق" باشد؟

یا وجه پنجمی داری که برای ما بگویی؟! پس او در جواب فرو ماند.

1- . بحار الأنوار، 10 / 349.