11. اگر وصف "عدم تناهی"، وصفی زائد و خارج از حقیقت وجود نامتناهی _ با صرف نظر از موهوم بودن آن _ نباشد، لازم آید که وجود هیچ شی ء محدودی _ جز همان حقیقت موهوم _ در خارج ممکن نباشد. و التزام به چنین نتیجه ای مخالف حکم بدیهی عقل بوده، و انکار وجود حقیقی اشیای محدود و مخلوق، انکار بدیهی می باشد.

12. تشکیک حقیقت وجود و دارای مراتب بودن آن، قابل قبول نیست، و معنای شدت و ضعف در وجود، مانند هر حقیقت عددی دیگر، غیر از معنای تفاوت اشیا از جهت پذیرش زیاده و نقصان، و تفاضل در اجزای وجود آن ها هیچ تصویر دیگری نمی پذیرد.(1)

فلسفه خود درباره علّت و معلول می گوید:

العلّه هی تمام المعلول.(2)

"علّت"، تمام و کمال معلول است،

1- . امام صادق علیه السلام می فرمایند: إنّه لیس شیء إلّا یبید أو یتغیّر أو یدخله التغیّر والزوال أو ینتقل من لون إلی لون، ومن هیئه إلی هیئه، ومن صفه إلی صفه، و من زیاده إلی نقصان، ومن نقصان إلی زیاده، إلّا ربّ العالمین. (کافی، 1 / 115؛ التوحید، 314؛ بحار الأنوار، 4 / 182). هیچ چیزی نیست مگر اینکه از میان می رود و دگرگون می شود ، یا اینکه تغییر و زوال را در آن راه است، یا اینکه از رنگی به رنگی دیگر، و از شکلی به شکل دیگر، و از صفتی به صفتی دیگر، و از زیاده رو به نقصان، یا از نقصان رو به زیادی می رود مگر پروردگار عالمیان.

2- . طباطبایی، محمد حسین، نهایه الحکمه، 169.


وتمام الشیء هو الشیء وما یفضل علیه.(1)

و "تمام بودن"، به معنای نفسِ همان شی ء و زائد بر آن بودن است.

"نهایه الحکمه" می نویسد:

لا اشتداد وتضعّف بین المستقیم والمستدیر إذ من الواجب فی التشکیک أن یشمل الشدید علی الضعیف وزیاده، وقد تبیّن أنّ المستقیم لا یتضمّن المستدیر وبالعکس.(2)

بین خط مستقیم و منحنی، شدت و ضعف نیست؛ زیرا در تشکیک لازم است که شدید مشتمل بر ضعیف باشد و زیادت بر آن نیز داشته باشد، در حالی که روشن شد که خطّ راست در بردارنده خطّ منحنی نبوده، و خطّ منحنی هم خطّ راست را در بر ندارد.

"تعلیقه علی نهایه الحکمه" نیز در تفسیر تشکیک و معنای ضعف وجود معلول نسبت به علّت می نگارد:

فیعرف المعلول بنقص الوجود وشوبه بالأعدام.(3)

نشانه معلولیتِ معلول این است که در وجود نقصان داشته و با عدم ها آمیخته است.

و می نویسد:

إنّ حقیقه الوجود لا تقتضی نقصاً ومعنی عدمیاً مطلقاً.(4)

حقیقت وجود اقتضای هیچ گونه نقصان و کمبود و معنای عدمی ندارد.

1- . طباطبایی، محمد حسین، نهایه الحکمه، 177.

2- . طباطبایی، محمد حسین، نهایه الحکمه، 118. در این سخن گویا وجود شدّت و ضعف بین دو خطّ مستقیم، امری مسلّم و مفروغ عنه انگاشته شده است!

3- . مصباح یزدی، محمد تقی، تعلیقه علی نهایه الحکمه، 229.

4- . مصباح یزدی، محمد تقی، تعلیقه علی نهایه الحکمه.