گفته اند:

شاهد دیگر بر اینکه ماهیت نمایانگر واقعیت عینی نیست، این است که برای حکایت از یک واقعیت خارجی ناچاریم از قضیه ای استفاده کنیم که مشتمل بر مفهوم وجود باشد، و تا وجود را بر ماهیت حمل

نکنیم، از تحقیق عینی آن سخنی نگفته ایم.(1)

گوییم:

شکی نیست که واقعیت و عدم واقعیت عینی مفاد مفهوم وجود و عدم است، و اما آن چه واقعا به وجود و عدم متصف می شود خود شیء مانند خدا و خلق است، لذا آن چه می گویید مبطل مدعای اصالت وجود است نه مثبت آن!

شما خودتان وجود به معنای تحقق عینی را بر "ماهیت" حمل کردید! و اگر ماهیت واقعا موجود نشده است شما چگونه وجود را بر آن حمل کردید؟! آیا این جز تناقض گویی و پذیرش مذهب مخالفان اصالت وجود چیز دیگری است؟

مضافا گویا شما فکر می کنید که مخالفان شما معتقدند که ماهیت معدومه، یا ماهیت مجرد از وجود و عدم خارجیت دارد!

اصلا آیا هیچ عاقلی چنین حرفی می زند که شما آن را ردّ کنید؟!

و آیا واقعا حاضرید بگویید ملا صدرا که سالها اصالت ماهوی بود چنین اعتقاد مضحکی داشت؟!

اگر می گوییم ماهیت اعتباری است، یعنی معنای ماهیت نه صورت ذهنی، نه مفهوم! تصور را نمی گوییم، متصور را می گوییم. آن چه مفهوم از آن حکایت می کند موضوع بحث است.(2)

متأسفانه آن چیزی که شما آن را ردّ می کنید اصلا

1- . مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش فلسفه، 327 _ 328.

2- . غلامرضا فیاضی، https://www.ensani.ir/fa/content/78217/default.aspx.


عقیده مخالفان شما نیست، و آن چیزی هم که اثبات می کنید نه تنها اصلا ربطی به مدعای اصالت وجودیان ندارد، بلکه نفس عقیده مخالفان اصالت وجود است.