ادامه داده اند:

خلاصه: ساده ترین دلیل بر اصالت وجود این است که ماهیت ذاتاً اقتضایی نسبت به وجود و عدم ندارد، و چنین چیزی نمی تواند نمایانگر واقعیت عینی باشد. نیز تا مفهوم وجود را حمل بر ماهیت نکنیم، از واقعیت عینی آن سخنی نگفته ایم.(1)

پاسخ:

بلکه ماهیت ذاتاً بر سه قسم است:

1) وجودش محال و ممتنع است

2) عدمش محال است

3) اقتضایی نسبت به وجود و عدم ندارد، و خالق متعال آن را موجود می فرماید، و هر کس وجود آن را وهم و خیال و اعتباری بداند اولا سوفسطی است، ثانیا ندانسته که اگر خود وجود خارجیت داشته باشد تسلسل لازم آید.

اما در عین حال این مطلب هیج ربطی به محل بحث و مدعای مخالفان عینیت وجود ندارد.

نیز به اعتراف خودتان تا مفهوم وجود را حمل بر ماهیت نکنیم، از واقعیت عینی آن سخنی نگفته ایم، اما این مطلب، اعتراف به عقیده مخالفان عینیت وجود، و ابطال ادعای اصالت وجودیان است.

ادامه داده اند:

بعضی از طرف داران اصالت ماهیت گفته اند که ماهیت اصیل، ماهیتی است که انتساب به جاعل یافته باشد. در برابر آنان باید گفت

1- . مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش فلسفه، 334.


انتسابی که توأم با واقعیت یافتن ماهیت باشد، هنگامی حاصل می شود که جاعل آن را ایجاد کند. پس اصالت از آنِ وجودی است که به ماهیت افاضه می شود.(1)

پاسخ:

بلی، همانطور که گفتید:

انتسابی که توأم با واقعیت یافتن ماهیت باشد، هنگامی حاصل می شود که جاعل آن را ایجاد کند. پس اصالت از آنِ وجودی است که به ماهیت افاضه می شود.(2)

اما این اعتراف به عقیده مخالفان عینیت وجود و ابطال ادعای اصالت وجودیان است. و به جای اینکه بگویید:

پس اصالت از آنِ وجودی است که به ماهیت افاضه می شود

باید بگویید:

پس عینیت، از آن ماهیتی است که ایجاد شده است.


1- . مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش فلسفه، 334.

2- . مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش فلسفه، 334.