5. چنانچه این رشته ازلی و نامتناهی "قوه و فعل" واقعیت داشته باشد، تحقق هر فعلیتی متوقف بر تمام شدن بی نهایت قوه و فعل قبل از آن خواهد بود، و از آنجا که تمام شدنِ "بی نهایت" محال است لازم می آید که هیچ چیزی موجود نشود، و از آن جا که واجب الوجود ایشان هم چیزی جز همان تطورات بی نهایت نیست، لازم آید که واجب الوجودشان هم ممتنع الوجود باشد!

6. اعتقاد به محال بودنِ حدوثِ شی ء مادی بدون سبب طبیعی، مستلزم اعتقاد به عجز و ناتوانی خداوند متعال در آفرینش اشیاء است، و در پاسخ اندیشه های فلسفی که خلق لا من شیء را محال و مستلزم اجتماع نقیضین میداند میگوییم که آفرینش به معنای ایجاد شی ء دارای ابتداء می باشد، و فرض وجود شی ء بعد از عدمِ آن مستلزم اجتماع نقیضین و وجود و عدم در آن واحد نیست که کسی خیال کند حدوث اشیاء امتناع ذاتی دارد و متعلق قدرت واقع نمی شود.

7. صدور، از مقوله فعل و دارای حقیقتی عددی می باشد، و ازلیت و دوام فعل، خلافِ ذاتِ آن است، بلکه مستلزم عدم تناهی حقیقت عددی نیز می باشد که بطلان آن را قبلا بیان داشتیم.

8. اعتقاد به قِدمِ عالم، خلاف ضرورت برهان و ادیان می باشد.(1) برخی مدعی اند ملاصدرا با اختراع نظریه حرکت جوهری، اختلاف اساسی و عمیق مکتب وحی و فلسفه در مورد حدوث و قدم عالم را از میان برداشته است. این پندار کاملا بی اساس است. عقیده حرکت

1- . رجوع شود به: بحار الأنوار، 57؛ سید اسماعیل طبرسی نوری ؟ق؟، کفایه الموحدین، جلد اول؛ علی احمدی، سید قاسم، وجود العالم بعد العدم، نشر مولود کعبه، قم.


جوهری اصلا اختراع جدیدی نیست. ملاصدرا هم حرکت جوهری را امری ازلی می داند و به هیچ عنوان معنای حقیقی آفرینش و حدوث واقعی عالم را نمی پذیرد.